صیادی در جنگل تیری رها میکند، شکار بر زمین میافتد، واو برای گرفتن صید از جای میپرد ،کفشش به لانهی موری که دو پا ارتفاع دارد برمیخورد و خانهی مور را ویران میکند و در نتیجه مورچگان و تخمهایشان پراکنده میشوند. فرزانهترین مورچگان هم هرگز به کنه این جسم سیاه و درشت و مخوف، یعنی کفش صیاد که ناگهان با سرعتی باورنکردنی به آشیانهاش راه یافته است و پیش از خود خروش موحشی بار آورده است و زبانههای آتش سرخرنگی همراه داشته است، پی نخواهند برد. |